خرید بک لینک

درباره سایت

Junky notes

آخرین مطالب

امکانات وب

زندگی من... زندگی من... آیا تو مال منی یا من مال تو..؟ اینجایی که آوردمت نشون میده که من ریدم به تو، و تو (با همدستی سرنوشت) به من. ثانیه ها گذشتن و بیست و هفت پدیدار شد... حالا من اینجام و از زمان آیندهم خبری ندارم... کمابیش... در طالع خودم اما، تنهایی میبینم و حسرت زیاد، دوندگی و مصیبت. سعی میکنم تو دی‌دریمینگ حل کنمت اما رویام فقط مردنه تو یه چمنزار و نزدیک به یه درخت پربرگ.. اونجا کسی نیست ولی، نیروی سومی خون منو تا ته میمکه و قلب سردمو منجمد میکنه، چشمهامو

برچسب: نویسنده: سجاد امیری تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 10:25

..Hideous Freak 4ever..One of my fantasies :من یه دختر آمریکاییام. بزرگترین آرزوی زندگیم اینه که جهانگردی کنم و تو هر کشور یه توله پس بندازمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد امیری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 19:11

بزرگتر که میشی بیشتر به این فکر میکنی که تو هیچی نیستی، که چقدر پول ارزش داره و چقدر باید همهچیو رسما به چپ بگیری... هیچکس و هیچ چیزی ارزش ناراحتی نداره چون این زندگی غمبار و پوچ هم به انتهای خودش میرسه.اما نمیتونی؛ چون آدمی و تو حتی اگه خودتو بکشی چون حس میکنی سربار خونوادتی، باز اون خونواده و افراد، کسایی رو پیدا میکنن که باهاش خودشونو رنج بدن و تحت فشار روانی و جسمی بزارن :/اما دوست داری خاص باشی و این حس لنتی نمیزاره قبول کنی که تو گه خاصی نیستی، بیخیال شو!منم دوست داشتم خاص بودم ولی.. خاص بودن ینی چی؟ چیکار باید کرد که خاص و متفاوت بود؟؟ آیا این خاص بودنم باید مطابق هنجارهای خاص بودنی باشه که جامعهات تعیین کرده..؟ احمقانهاس.این روزها نمیدونم دارم چیکار میکنم..دوست ندارم به چیزای تکراری فکر کنم ولی میکنم.دوست ندارم روزامو بیهوده بگذرونم ولی میگذرونم.دوست دارم کسی باشه ولی نیست.دوست داشتم چیزای عادی درموردم بود ولی نیست.میتونم سرچ کنم و تهه همهچیو دربیارم ولی تهش که چی؟مغز آدمی میتونه همهچیو توجیه کنه ولی... آیا واقعا توجیه قضایا همونیه که تو مغز کوچیکه تو تولید میشه ؟؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد امیری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 19:11

صفحه بندی